موقوف،ممنوع،فرهنگ لغت،اصطلاحات حقوقی
صفحه نخست
دربارهی پردیس اللهداد
انتشارات
دعوت به همکاری
تماس با ما
موقوف
در لغت به معنای بازداشته ،ممنوع ،منوط،وابسته،متروکه، دست براداشته شده.
الف
ب
پ
ت
ث
ج
چ
ح
خ
د
ذ
ر
ز
ژ
س
ش
ص
ض
ط
ظ
ع
غ
ف
ق
ک
گ
ل
م
ن
و
ه
ی
چاپخانه
چاپخانه دولتی
چک
چک تأیید شده
چک تضمین شده
چک عادی
چک مسافرتی
چک بسته
چک بی محل
چک وعده دار
چم
چوب زن حراج
چهار زن
بازگشت به صفحه نخست