موقوف،ممنوع،فرهنگ لغت،اصطلاحات حقوقی
صفحه نخست
دربارهی پردیس اللهداد
انتشارات
دعوت به همکاری
تماس با ما
موقوف
در لغت به معنای بازداشته ،ممنوع ،منوط،وابسته،متروکه، دست براداشته شده.
الف
ب
پ
ت
ث
ج
چ
ح
خ
د
ذ
ر
ز
ژ
س
ش
ص
ض
ط
ظ
ع
غ
ف
ق
ک
گ
ل
م
ن
و
ه
ی
ثالث
ثبت
ثبت اسم تجاری
ثبت اسناد
ثبت حریم
ثبت شرکت نامه
ثبت شرکتها
ثبت عادی
ثلث
ثمن
ثمن شخصی
ثبت احوال
ثبت املاک
ثبت انتقال ملک
ثبت حریم
ثبت علامت
ثبت عمومی
ثبت مؤسسات غیرتجاری
ثبت ملک
ثبوت
ثبوت شرعی
ثقه
ثلث باقی
ثلث مؤبد
ثمنیه
ثیب
ثیبوبه
بازگشت به صفحه نخست