موقوف،ممنوع،فرهنگ لغت،اصطلاحات حقوقی
صفحه نخست
دربارهی پردیس اللهداد
انتشارات
دعوت به همکاری
تماس با ما
موقوف
در لغت به معنای بازداشته ،ممنوع ،منوط،وابسته،متروکه، دست براداشته شده.
الف
ب
پ
ت
ث
ج
چ
ح
خ
د
ذ
ر
ز
ژ
س
ش
ص
ض
ط
ظ
ع
غ
ف
ق
ک
گ
ل
م
ن
و
ه
ی
هامش
هبه
هدم
هاشمه
هدف دیوان محاسبات
هدیه یا رشوه
هزینه
هزینه تعرفهبندی
هزینه دادرسی
هزینه سفر
هزینههای اجرایی
هزینههای قابل قبول
هزینههایگمرکی
هیأت اجرایی
هیأت رهبری
هیأت عالی نظارت
هیأت مؤسس
بازگشت به صفحه نخست