منفصله،جدا شده،قطعه قطعه،فرهنگ لغت،اصطلاحات حقوقی
صفحه نخست
دربارهی پردیس اللهداد
انتشارات
دعوت به همکاری
تماس با ما
منفصله
مؤنث منفصل، به معنی جدا شده و قطعه قطعه شده عنوان گردیده.
الف
ب
پ
ت
ث
ج
چ
ح
خ
د
ذ
ر
ز
ژ
س
ش
ص
ض
ط
ظ
ع
غ
ف
ق
ک
گ
ل
م
ن
و
ه
ی
واهب
واخواست
وارث
وثیقه
وجوب
وجه ملزم
ودیعه
وصایت
وصی
وصیت
وصیت تملیکی
وصیت شفاهی
وصیت عهدی
وصیتنامه
وصیتنامه خودنوشت
وصیتنامه رسمی
وصیتنامه سری
وضع
وفاء
وفاء به عهد
وقف
وقف بر نفس
وکالت
وکالت انتخابی
وکالت در اقرار
ولایت
ولی
ولی خاص
ولات
ولایت قهری
بازگشت به صفحه نخست