منفصله،جدا شده،قطعه قطعه،فرهنگ لغت،اصطلاحات حقوقی
صفحه نخست
دربارهی پردیس اللهداد
انتشارات
دعوت به همکاری
تماس با ما
منفصله
مؤنث منفصل، به معنی جدا شده و قطعه قطعه شده عنوان گردیده.
الف
ب
پ
ت
ث
ج
چ
ح
خ
د
ذ
ر
ز
ژ
س
ش
ص
ض
ط
ظ
ع
غ
ف
ق
ک
گ
ل
م
ن
و
ه
ی
گرو
گاوبند
گذر نامه
گرافیک
گرو شخصی
گروبندی
گرو دهنده
گروگان
گروگیر
گره
گزارش
گزارش اصلاحی
گزمه
گنج
گواه
گواهی
گواهی امضاء
گواهی انجام کار
گواهی نامه
گواهی نامه ثبتی
گیروانکه
گیوتین
بازگشت به صفحه نخست