ذمه،تعهد،حق،فرهنگ لغت،اصطلاحات حقوقی
صفحه نخست
دربارهی پردیس اللهداد
انتشارات
دعوت به همکاری
تماس با ما
ذمه
در لغت به معنی عهد،تقبل،ضمان و عهده آمده است و
حق شخصی است که بعهده دیگری قرار دارد
الف
ب
پ
ت
ث
ج
چ
ح
خ
د
ذ
ر
ز
ژ
س
ش
ص
ض
ط
ظ
ع
غ
ف
ق
ک
گ
ل
م
ن
و
ه
ی
ذمه
ذخیره قطعی
ذیحساب
ذینفع (در چک)
ذاتی
ذکر عام و اراده خاص
ذمام
ذمه مؤبد
ذمی
ذنب
ذوالخیار
ذو المقدمه
ذوالید
ذیحساب
بازگشت به صفحه نخست