کارمند،مأمور دولت،مؤسسات،فرهنگ لغت،اصطلاحات حقوقی
صفحه نخست
دربارهی پردیس اللهداد
انتشارات
دعوت به همکاری
تماس با ما
کارمند
در اصطلاح حقوقی به مأمور دولت و یا مؤسسات عام المنفعه یا بزرگ از قبیل شهرداری و بانک اطلاق میگردد.
الف
ب
پ
ت
ث
ج
چ
ح
خ
د
ذ
ر
ز
ژ
س
ش
ص
ض
ط
ظ
ع
غ
ف
ق
ک
گ
ل
م
ن
و
ه
ی
رابطه حقوقی
راشی
راهن
رهن
ربح
ربع
رسمی
رشوه
رشید
رجعیه
رجوع
رخوه
رقبه
رد
رهن فک
رأی دادگاه
رأی ساکت
رأی قطعی
رأی مثبت
رأی منفی
ربا
ربای قرضی
ربای معاملی
رتبه
رسالت مطبوعات
رسته در سپاه
رسته
رسیدگی فرجامی
رقابت مکارانه
رقبی
رقیق کردن
روانگرایی
رودخانه
رودخانه مرزی
روز
روز تعطیل هفتگی
روزنامه
روزنامه و سایر مطبوعات
روزنامه یا مجله
ریال
رئیسجمهور
رئیسخانوار
رئیس قوه قضاییه
بازگشت به صفحه نخست