ضمیمه،پیوست،فرهنگ لغت،اصطلاحات حقوقی
صفحه نخست
دربارهی پردیس اللهداد
انتشارات
دعوت به همکاری
تماس با ما
ضمیمه
در لغت به معنی
چیزی که به چیز دیگر پیوسته باشد، عنوان گردیده مترادف پیوست بیان گردیده.
الف
ب
پ
ت
ث
ج
چ
ح
خ
د
ذ
ر
ز
ژ
س
ش
ص
ض
ط
ظ
ع
غ
ف
ق
ک
گ
ل
م
ن
و
ه
ی
غبطه
غبن
غرماء
غش
غصب
غصب عناوین و مشاغل
غیر منقول
غایب
غایب مفقودالاثر
غبن فاحش
غرامت
غرامت دستمزد
غرامت مقطوع نقص عضو
غرس اشجار
غرفه
غفلت
غله
غیر رشید
غیر مجاز
غیر نظامیان
غابن
غار
غارت
غاروقه
غایت
غبطه
غدر
غرر
غرض
غرم
غرماء
غش
غلبه
غنیمت
غنیمت بحری
غیر محصور
غیر مشروع
غیر ممیز
بازگشت به صفحه نخست