استعاط،برکشیدن،فرهنگ لغت،اصطلاحات حقوقی
صفحه نخست
دربارهی پردیس اللهداد
انتشارات
دعوت به همکاری
تماس با ما
استعاط
از بین بردن حقی به دست صاحب حق،برکشیدن از حقی،وافکندن،در لغت به معنی دارو به بینی خویش ریختن
الف
ب
پ
ت
ث
ج
چ
ح
خ
د
ذ
ر
ز
ژ
س
ش
ص
ض
ط
ظ
ع
غ
ف
ق
ک
گ
ل
م
ن
و
ه
ی
ظهر نویس
ظرفیت آماده کار
ظاهر
ظلامه
ظلمه
ظن
ظن انسدادی
ظن خاص
ظن غالب
ظن متآخم بعلم
ظن مطلق
ظن معتبر
ظهار
ظهر نویس
ظهرنویسی توکیلی
ظهر نویسی ناقل
ظهر نویس وثیقه ای
بازگشت به صفحه نخست